خلاصه کتاب هرگز سازش نکنید! طوری مذاکره کنید که انگار زندگیتان به آن بستگی دارد + نسخه صوتی و PDF
- 26 آذر 1402
چرا کتاب هرگز سازش نکنید برای مدیران ضروری است؟
مدیران و صاحبان کسبوکار همیشه با چالشهای متعددی در زمینه مذاکره با مشتریان، تأمینکنندگان و حتی تیمهای داخلی مواجه هستند. کتاب هرگز سازش نکنید به شما یاد میدهد چگونه با استفاده از تکنیکهای حرفهای و اثباتشده، بدون اینکه از مواضع اصلی خود کوتاه بیایید، به نتیجهای برد-برد دست پیدا کنید.- قدرت نه گفتن یکی از اصول کلیدی که در کتاب هرگز سازش نکنید به آن پرداخته شده است، توانایی نه گفتن به پیشنهاداتی است که با اهداف بلندمدت شما همخوانی ندارند. این اصل به مدیران کمک میکند تا از تخفیفهای غیرضروری یا سازشهایی که حاشیه سود را کاهش میدهد، اجتناب کنند.
- تکنیکهای قانع کردن مشتری سازش نکردن به معنای نادیده گرفتن نیازهای مشتری نیست. این کتاب به شما یاد میدهد چگونه نیازهای مشتری را درک کنید و او را متقاعد کنید که محصول یا خدمات شما بهترین گزینه برای اوست، بدون اینکه قیمت را پایین بیاورید.
مزایای سازش نکردن در مذاکرات فروش
- حفظ ارزش محصول: وقتی در مذاکرات سازش نکنید، نشان میدهید که به ارزش محصول خود باور دارید. این رویکرد باعث افزایش اعتماد مشتری به کیفیت خدمات شما میشود.
- افزایش سودآوری: تخفیفهای غیرضروری نهتنها سود شما را کاهش میدهند، بلکه گاهی باعث کاهش اعتبار برند شما میشوند.
- ایجاد اعتماد: مشتریان به مدیرانی که با اعتمادبهنفس از ارزشهای کسبوکار خود دفاع میکنند، بیشتر اعتماد میکنند.
معرفی محصول فوق ستاره: گام نهایی برای فروش بیشتر
برای مدیرانی که دغدغه فروش بیشتر دارند، دوره “محصول فوق ستاره” توسط تیم راه مدیران طراحی شده است. این دوره به شما کمک میکند:- روشهای حرفهای فروش را بیاموزید.
- با استراتژیهای پیشرفته، مشتریان بیشتری را جذب کنید.
- به جای کاهش قیمت، ارزش واقعی محصولات خود را به مشتری نشان دهید.
نتیجهگیری
کتاب هرگز سازش نکنید، نهتنها یک راهنمای عملی برای مذاکره است، بلکه به شما کمک میکند تا رویکردی ارزشمحور در فروش اتخاذ کنید. با یادگیری اصول این کتاب و شرکت در دوره “محصول فوق ستاره”، میتوانید فروش کسبوکار خود را به سطحی بالاتر برسانید. به یاد داشته باشید، موفقیت در فروش، به کیفیت تعاملات شما و تواناییتان در دفاع از ارزشهای کسبوکارتان بستگی دارد.برای خرید کتاب هرگز سازش نکنید و یادگیری مهارتهای بینظیر مذاکره، همین امروز اقدام کنید!
نقل قول از نویسنده
کسی که یاد گرفته بدون اینکه ناخوشایند یا ناسازگار باشد، با چیزی مخالفت کند، باارزشترین راز مذاکره را کشف کرده است.
کریس واس
همچنین می توانید از طریق سایت راه مدیران و یا شماره تماس ۰۲۱۹۱۰۱۰۳۶۳ در ارتباط باشید و یا از طریق خدمات مشاوره با پر کردم فرم مشاوره منتظر تماس کارشناسان ما باشید.
.
[box type=”info” align=”” class=”” width=””] برای خواندن ادامه این مقاله میبایست اشتراک الماسی تهیه کنید. این مطلب همچنین دارای فایل مقاله صوتی و PDF که فقط برای کاربران اشتراک الماسی قابل استفاده خواهد بود. بعد از خرید اشتراک الماسی راه مدیران به ده ها مقاله صوتی و PDF مطالب دیگر دسترسی خواهید داشت. [/box]
[box type=”shadow” align=”aligncenter” class=”” width=””]
لطفا برای دسترسی به این بخش از محتوا، ابتدا عضویت الماسی خود را تکمیل نمایید.
خرید عضویت الماسی
[/box]
درس اول: استفاده از تُن صدای خوب و آینه شدن برای دیگران به شما کمک کند تا در دیگران اعتمادسازی کنید
بهترین راه برای جلب اعتماد دیگران این است که به آنها به صورت فعال گوش دهید. گوش دادن فعال یعنی شنیدن حرفهای دیگران به نوعی که احساس کنند شما آنها را درک میکنید. یکی از بهترین راهها برای اینکار روش آینه کردن یا تکرار چیزی است که دیگری گفته، در قالب سوال. وقتی این کار را میکنید میتوانید اطلاعات بیشتری درباره طرف مقابل به دست بیاورید. مردم در این شرایط به خاطر تکنیک آینه کردن رفتارها که باعث میشود شبیه به آنها به نظر برسید، بیشتر خودشان را باز میکنند. این احساس آشنا بودن باعث میشود به شما اعتماد کنند و در نتیجه به راهحلی که ارائه میکنید روی خوش نشان دهند. لحن صدای شما هم بخش مهمی از این جلب اعتماد را تشکیل میدهد. تا به حال تجربه این را داشتهاید که نه حرف کسی بلکه از لحن گفتنش ناراحت شده باشید؟ اگر نگران هستید که طرف مقابل مضطرب یا ناراحت نشود، از یک صدای عمیق، نرم و آهسته استفاده کنید. این کار باعث میشود آرامش بیشتری به طرف مقابل بدهید و باعث شوید آنها اطلاعات بیشتری را با شما به اشتراک بگذارند. در بیشتر شرایط اما، بهتر با صدایی بشاش و پرانرژی با مردم حرف بزنید. شما باید در ذهن طرف مقابل همدل و آسانگیر به نظر برسید. یک راه برای اینکار لبخند زدن در هنگام صحبت است. تمام این احساسات از نحوه صحبت شما مشخص میشوند.درس دوم: احساسات طرف مقابل را در نظر بگیرید تا همدردی آنها را جلب کنید
وقتی میخواهید با کسی مذاکره کنید، نباید احساساتش را ندیده بگیرید. بلکه باید به خاطر منافع خود، با او همدلی کنید. البته که منظور این نیست که با هرچه گفتند موافقت کنید بلکه صرفاً تلاش میکنید قضیه را از نگاه طرف مقابل ببینید. با درک احساسات او و به رسمیت شناختن آنها میتوانید جایگاه بهتری در مذاکره پیدا کنید. میتوانید این کار را با برچسب زدن یا دستهبندی کردن احساسات طرف مقابل انجام دهید. با اینکار او را آرام میکنید و به ازایش آنها عاقلانهتر برخورد خواهند کرد. مطالعات نشان داده وقتی کسی احساسات ما را اسم میدهد و به رسمیت میشناسد، بخش منطقی مغز ما فعال میشود. نویسنده کتاب مثالی میزند که مربوط میشود که مذاکرهاش با چهار مجرم فراری که تصور میشد در آپارتمانشان اسلحهای پنهان کردهاند. او برای اینکه بفهمد آنها چه احساسی دارند، آن احساسات را برچسب زد. متوجه شد که این افراد میترسند از اینکه به زندان برگردند یا با ضرب گلوله کشته شوند. بعد از 6 ساعت مجرمان فراری تسلیم شدند. در واقع نویسنده کتاب، با صحبت کردن و به رسمیت شناختن احساساتشان آنها را آرام کرد.درس سوم: آرام پیش بروید و با طرف مقابل سازش نکنید
آرام پیش رفتن و سازش نکردن در یک مذاکره باعث میشود در نهایت نتیجه بهتری بگیرید. نویسنده در کتاب هرگز سازش نکنید به ما یاد میدهد که سازش کردن همیشه ایده بدی است که باید در هر صورت جلوی آن گرفته شود. همه افراد نظری دارند که ممکن است با دیگران به اشتراک نگذارند یا حتی خودشان هم از دیدگاهشان آگاه نباشند. اما اگر چیزی از شما بخواهند نمیتوانید مطمئن باشید که آیا این همان چیزی است که واقعاً میخواهند یا خیر. به خاطر همین موافقت کردن با چیزی که میگویند میخواهند همیشه راهحل نیست. در نتیجه مهم است که عجله نکنید. حتی وقتی محدودیت زمانی دارید. شما باید تا جایی که میشود درباره طرف مقابل اطلاعات کسب کنید. اگر عجله کنید باع احتمال زیاد قضاوت نادرستی خواهید کرد. حقیقت این است که بیشتر ددلاینها یا محدودیتهای زمانی توسط افراد تنظیم شدهاند و بیشتر از آن چیزی که فکر میکنید اتفاقی و منعطف هستند. پس وقت بگذارید و بهترین نتیجه را بگیرید. به عنوان نمونه، نویسنده مذاکرهاش با یک گروگانگیر را مثال میزند که از خانوادهای 150 هزار دلار خواسته بود تا فرزندشان را آزاد کند. نویسنده متوجه شد که هر آخر هفته گروگانگیرها بیشتر برای گرفتن پول تلاش میکنند در حالی که در روزهای هفته چندان فشاری نمیآورند. همین نکته به ظاهر بیاهمیت باعث شده تا پلیس متوجه شود ددلاینهایی که گروگانگیرها میگذارند چندان جدی نیست و پولی که درخواست میکنند احتمالاً برای گرفتن مهمانی آخر هفتههاست! در نتیجه میتوان با آنها وارد مذاکره شد.در هر فصل از کتاب هرگز سازش نکنید چه میخوانیم؟
در بخش اول خلاصه کتاب هرگز سازش نکنید به نکات مهم و جالبی که مطرح میشود اشارهای داشتیم. اما آنقدر محتوای این کتاب جذاب است که میخواهیم در ادامه ببینیم در هر فصل از کتاب چه موضوعی مطرح میشود و چه نکتهای در آنها وجود دارد. همچنان با راه مدیران همراه باشید. در فصل اول کتاب هرگز سازش نکنید نویسنده توضیح میدهد که چطور با گوش دادن فعالانه میتوانید همدلی خود را به دیگران نشان دهید تا درک بهتری از آنچه طرف مقابل تجربه میکند به دست آورید. در راستای همین مورد در فصل دوم به موضوعی پرداخته میشود که تمام مذاکرهکنندگان حرفهای از آن آگاه هستند. تکنیک آینه؛ یکی از روشهای مذاکره که در آن هر از چندگاهی چند کلمه آخر طرف مقابل خود را تکرار میکنید. پایه این روش این است که ما انسانها از تمایز و تفاوت تا حد زیادی میترسیم. با تکنیک آینه شما نوعی شباهت و همدلی بین خود و مخاطبتان ایجاد میکنید که باعث میشود بتوانید مذاکره را در آرامش پیش ببرید. وقتی آنچه طرف مقابل میگوید یا تکرار میکنید در واقع به او این سیگنال را میدهید که گفتهاش مهم است. در نتیجه او هم بیشتر درباره حرفی که زده صحبت خواهد کرد و احساس ارزشمند بودن میکند. سعی کنید این رابطه عاطفی را در کل مذاکره خود حفظ کنید. نویسنده در فصل سوم به مبحث labeling یا برچسب زدن اشاره میکند. تمام ما وقتی چهره یا لحن خاصی را در فردی میبینیم در مغزمان فرایندی فعال میشود به نام تشدید عصبی که شروع به هماهنگ شدن با طرف مقابل میکنیم. چرا این اتفاق میافتد؟ چون اینکه بدانیم طرف چه احساسی دارد یک فرایند ذاتی است. اما با شناخت این پدیده میتوانید در مذاکرات خود گرفتارش نشوید. به جای تشدید عصبی در مذاکرات، میتوانید به احساسات طرف مقابل برچسب بزنید. در واقع با اینکار به احساسات و عواطف او اعتبار میدهد و انگار آنها را میشناسید. اما چطور میتوان این کار را انجام داد؟ لازم است در قدم اول وضعیت عاطفی طرف مقابل را شناسایی کنید. برای تشخیص احساسات افراد باید به واکنشهایی که به رویدادهای خارجی نشان میدهد توجه کنید. در یک مذاکره رویدادها در واقع همان حرفهای شما هستند. خواهید دید با این رویکرد چقدر طرف مقابل به شما احساس نزدیکی میکند. در فصل چهارم کتاب هرگز سازش نکنید، نویسنده توجه شما را به بله و نههایی که میگویید جلب میکند. ممکن است به خاطر تکنیکهای دیگری که تا به امروز شنیدهاید فکر کنید که همیشه بله گفتن میتواند شما را در مذاکره موفق کند. اما این کار در بعضی شرایط میتواند طرف مقابل شما را عصبانی نماید. در حالیکه اگر نه بگویید میتوانید فرصتی داشته باشید تا خواستههایتان را بیان کنید و مخاطب شما هم خواستههایش را بازبینی کند. پس خیلی وقتها نه گفتن، پایان مذاکره نیست بلکه شروع آن خواهد بود. همچنین در فصل بعدی جایگزینی برای بله گفتن معرفی میشود: کلمه درسته! این کلمه از بسیاری جهات قویتر از بله عمل میکند و میتواند اتصال بین دو طرف را بیشتر کند. همچنین به جای اینکه سعی کنید حرف خود را به کرسی بنشانید طوری حرف بزنید که طرف مقابل هم به همین طریق شما را تایید کند. فصل ششم کتاب هرگز سازش نکنید اختصاص دادن به نحوه مدیریت کردن یک مذاکره سخت. شما به عنوان یک مذاکره کننده باید سعی کنید واقعیتی که در ذهن مخاطب جریان دارد را تغییر دهید. اگر او تصور میکند که با به نتیجه نرسیدن این معامله چیزی را از دست نمیدهد، کار شما این است که این باور را تغییر دهید. نویسنده، سه تکنیک را در این بخش معرفی میکند:- تکنیک لنگر احساسات: در این روش شما باید به ترسهای مخاطب خود اشاره کنید و با ارائه پیشنهاداتی شیوه اجتناب از این ترسها را هم نشان دهید.
- تکنیک تقدم مخاطب: وقتی حرف قیمت باشد، بهتر است شما اولین کسی نباشید که این بحث را پیش میکشید. پس در این موضوع مخاطب مقدم است.
- تکنیک ساخت یک محدوده: لازم است در هر مذاکره محدودهای ایجاد کنید که مخاطب فقط در حد و حدود آن بتواند به مذاکره بپردازد.
- تکنیک اشاره به شرایط غیرمالی: روش موثر دیگری که نویسنده در این فصل به آن اشاره میکند این است که پیشنهاد خود را به شکلی معقولتر و مهمتر جلوه دهید که ارزشهای محصول را توصیف کند. این ارزشها هستند که میتوانند در قیاس با بحثهای مالی، برای مخاطب جذابیت ایجاد کنند.
- تکنیک خطر اعداد گرد: وقتی میخواهید برای محصول یا خدمت خود قیمتدهی کنید حواستان باشد که به سراغ اعدادی که به صفر یا 5 ختم میشوند نروید. وقتی قیمتی رند باشد این احساس را در طرف مقابل به وجود میآورد که انگار با حدس و گمان تعیین شده. در حالیکه 327 هزار تومان انگار بعد از چند جلسه محاسبه و در نظر گرفتن چندین مورد تعیین شده است.
- تکنیک غافلگیری با هدیه: اگر مذاکره خوب پیش نرفت میتوانید یک هدیه غیرمنتظره یا پیشنهادی وسوسهبرانگیز به مخاطبین خود بدهید تا به مذاکره برگردند.
در اهرم مثبت، مذاکرهکننده بر نیازهای طرف مقابل تأکید میکند. این نیازها میتوانند نیازهای مادی، معنوی، یا حتی نیازهای اجتماعی باشند. اگر طرف مقابل در صورت تأمین این نیازها احساس رضایت کند، مذاکرهکننده میتواند از این احساس رضایت برای پیشبرد اهداف خود استفاده نماید.
به عنوان مثال، اگر یک فروشنده میخواهد با یک مشتری در مورد قیمت یک کالا مذاکره کند، میتواند بر نیاز مشتری به آن کالا تأکید نماید. فروشنده میتواند به مشتری بگوید که این کالا میتواند به او در انجام کاری کمک کرده، یا اینکه میتواند به او حس زیبایی و رضایت بدهد.
اهرم منفی
در اهرم منفی، مذاکرهکننده بر ضرری که طرف مقابل در صورت عدم تأمین نیازها یا خواستههای خود متحمل خواهد شد، تأکید میکند. این ضرر میتواند ضرر مادی، معنوی، یا حتی ضرر اجتماعی باشد. اگر طرف مقابل از این ضرر احساس ترس یا نگرانی کند، مذاکرهکننده میتواند از این احساس بهترین بهره را ببرد.
به عنوان مثال، اگر یک کارمند میخواهد با کارفرمای خود در مورد حقوق خود مذاکره کند، میتواند بر ضرری که کارفرما در صورت عدم افزایش حقوق کارمند متحمل خواهد شد، تأکید کند. کارمند میتواند به کارفرما بگوید که اگر حقوق او افزایش پیدا نکند، ممکن است از کار استعفا دهد و به شرکت دیگری برود. این امر میتواند باعث شود که کارفرما برای حفظ کارمند خود، حقوق او را افزایش دهد.
اهرم هنجاری
در اهرم هنجاری، مذاکرهکننده بر هنجارها و ارزشهای طرف مقابل تأکید میکند. اگر مذاکرهکننده بتواند نشان دهد که خواستههای او با هنجارها و ارزشهای طرف مقابل سازگار است، میتواند از این امر برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند.
به عنوان مثال، اگر یک پدر میخواهد با فرزند خود در مورد انتخاب رشته دانشگاه مذاکره کند، میتواند بر ارزشهای فرزند خود تأکید کند. پدر میتواند به فرزند خود بگوید که رشتهای که او انتخاب میکند باید با ارزشهایی مانند موفقیت، استقلال، یا کمک به دیگران سازگار باشد. این امر میتواند باعث شود که فرزند بیشتر به خواستههای پدر توجه کند.
نویسنده اسم این ناسازگاریها را قوهای سیاه گذاشته است. در واقع قوهای سیاه ناسازگاریهای بین باورها و اعمال طرف مقابل هستند. این ناسازگاریها میتوانند به مذاکرهکننده کمک کنند تا کنترل مذاکره را به دست بگیرد. هر یک از این سه اهرم میتوانند در موقعیتهای مختلف مذاکره مفید باشند. مذاکرهکننده باید با توجه به شرایط مذاکره و طرف مقابل، از اهرم مناسب استفاده کند.
چرا کتاب هرگز سازش نکنید را بخوانیم؟
مذاکره یک مهارت ضروری در زندگی است. در طول زندگی، ما در موقعیتهای مختلفی قرار میگیریم که نیاز به مذاکره داریم. این موقعیتها میتوانند در زمینههای کاری، شخصی، خانوادگی و اجتماعی باشند. به عنوان مثال، ممکن است بخواهید با همسر خود در مورد وظایف خانه یا تربیت فرزندان مذاکره کنید، یا با یک فروشنده در مورد قیمت یک کالا چانه بزنید. کتاب هرگز سازش نکنید، یک کتاب جامع و کاربردی است. این کتاب شامل اصول و تکنیکهای مذاکره است که توسط کریس واس، یکی از متخصصان برجسته مذاکره در جهان، ارائه و با استفاده از مثالهای واقعی توضیح داده شدهاند. به عنوان مثال، کتاب به شما میآموزد که چگونه:- اهداف خود را در یک مذاکره مشخص و خواستههای خود را به روشنی بیان نمایید.
- خواستههای طرف مقابل را درک کنید و راهحلهای خلاقانهای برای حل مسائل ارائه دهید.
- و در برابر فشارهای طرف مقابل مقاومت کنید.





