خلاصه کتاب Jab, Jab, Jab, Right Hook

Jab, Jab, Jab, Right Hook

خلاصه کتاب Jab, Jab, Jab, Right Hook

راهنمای نهایی پیروزی در شبکه‌های اجتماعی: چگونه با ارزشمند بودن، بفروشیم

در رینگ شلوغ و بی‌رحم شبکه‌های اجتماعی، اکثر کسب‌وکارها یک اشتباه مرگبار را تکرار می‌کنند: آن‌ها مستقیماً وارد رینگ می‌شوند و با تمام قوا تلاش می‌کنند «هوک راست» (Right Hook) یا همان مشت نهایی فروش را به صورت مخاطب بکوبند. آن‌ها فریاد می‌زنند: «محصول من را بخر!»، «این تخفیف را ببین!»، «همین حالا ثبت‌نام کن!». اما مخاطب امروزی، خسته، باهوش و نسبت به تبلیغات، بی‌تفاوت شده است. او به سادگی جاخالی می‌دهد. گری واینرچاک، کارآفرین و متخصص برندینگ، در کتاب «چپ، چپ، چپ، هوک راست»، یک استراتژی کاملاً متفاوت و برنده را معرفی می‌کند.این کتاب، یک راهنمای تاکتیکی برای بازاریابی محتوا در عصر جدید است. گری وی با استفاده از استعاره‌ی جذاب «مشت‌زنی»، به ما نشان می‌دهد که فروش در شبکه‌های اجتماعی یک فرآیند است، نه یک رویداد. این کتاب به شما نمی‌آموزد که چگونه بیشتر تبلیغ کنید؛ به شما می‌آموزد که چگونه با صبوری، ارتباط عمیق‌تری بسازید و در نهایت، زمانی که نوبت «فروش» می‌رسد، ضربه‌ای بزنید که حتماً به هدف بخورد.هسته اصلی کتاب بر پایه‌ی یک فلسفه ساده اما قدرتمند بنا شده است: آنقدر ببخشید تا در نهایت، «اجازه» درخواست کردن را به دست آورید.

۱. فلسفه مشت‌زنی: «جب» (ارزش) در برابر «هوک راست» (فروش)

درک تفاوت این دو حرکت، اساس تمام کتاب است.«جب» (ضربه چپ): جب‌ها، ضربات کوچک، سریع و ارتباط‌ساز هستند. در دنیای محتوا، «جب» هر قطعه محتوایی است که شما بدون هیچ چشم‌داشتی به مخاطب خود هدیه می‌دهید. این محتوا برای مخاطب «ارزش» ایجاد می‌کند. یک جب می‌تواند یک پست سرگرم‌کننده، یک ویدیوی آموزشی، یک اینفوگرافیک مفید، یک سوال جذاب برای درگیر کردن مخاطب، یا یک نگاه به پشت صحنه کسب‌وکار شما باشد. هدف جب، فروش نیست؛ هدف آن جلب توجه، ایجاد اعتماد، ساختن یک جامعه و نشان دادن شخصیت برند شماست. شما با جب زدن می‌گویید: «من شما را درک می‌کنم و برایتان احترام قائلم.»«هوک راست» (ضربه راست): هوک راست، مشت تمام‌کننده است. این همان «درخواست» (Call to Action) شماست. اینجاست که شما از مخاطب می‌خواهید کاری انجام دهد: «خرید کنید»، «ثبت‌نام کنید»، «لینک را کلیک کنید».مشکل کجاست؟ اکثر برندها فقط هوک راست می‌زنند. صفحه اینستاگرام آن‌ها شبیه یک کاتالوگ تبلیغاتی است. گری وی می‌گوید این استراتژی، خودکشی در دنیای اجتماعی است. فرمول برنده، «چپ، چپ، چپ، هوک راست» است. شما باید سه بار (یا بیشتر) ارزش خالص ارائه دهید (جب بزنید) و سپس، و تنها پس از آن، یک بار درخواست فروش (هوک راست) داشته باشید. شما باید آنقدر سپرده اعتماد مخاطب را شارژ کنید که وقتی می‌خواهید از آن برداشت کنید، حساب شما خالی نباشد.

۲. قانون طلایی: محتوا پادشاه است، اما «زمینه» (Context) خداست

این، مهم‌ترین و طلایی‌ترین نکته کتاب پس از استعاره‌ی اصلی است. بسیاری از بازاریابان می‌گویند «محتوا پادشاه است»، اما گری وی می‌گوید این کافی نیست. شما نمی‌توانید یک محتوای عالی بسازید و آن را به شکلی یکسان در فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و لینکدین منتشر کنید و انتظار معجزه داشته باشید.«زمینه» (Context) یعنی درک عمیق «فرهنگ» و «زبان» هر پلتفرم اجتماعی. مردم به دلایل متفاوتی وارد هر شبکه اجتماعی می‌شوند:
  • آن‌ها به اینستاگرام می‌آیند تا زیبایی‌های بصری و داستان‌های الهام‌بخش ببینند.
  • به فیسبوک می‌آیند تا با دوستان و خانواده ارتباط برقرار کنند و سرگرم شوند.
  • به توییتر می‌آیند تا از اخبار لحظه‌ای مطلع شوند و در گفتگوها شرکت کنند.
  • به لینکدین می‌آیند تا پیشرفت حرفه‌ای داشته باشند و شبکه‌سازی کنند.
  • به پینترست می‌آیند تا برای آینده خود (دکور خانه، عروسی، دستور پخت) برنامه‌ریزی و الهام بگیرند.
نادیده گرفتن این «زمینه» مانند این است که با لباس رسمی و کراوات به یک مهمانی استخر بروید؛ شما نه تنها نادیده گرفته می‌شوید، بلکه عجیب و غریب به نظر می‌رسید. یک «جب» عالی در لینکدین (مثلاً یک مقاله عمیق در مورد مدیریت) ممکن است یک «جب» افتضاح در اینستاگرام باشد.

۳. هنر «محتوای بومی» (Native Content): در خانه میزبان صحبت کنید

این مفهوم، نتیجه مستقیم قانون «زمینه» است. «محتوای بومی» یعنی محتوایی که آنقدر با پلتفرم خود هماهنگ است که به نظر نمی‌رسد یک تبلیغ یا محتوای خارجی باشد؛ بلکه احساس می‌شود بخشی طبیعی از آن پلتفرم است.
  • مثال بد: گذاشتن یک پوستر تبلیغاتی پر از متن و شماره تلفن در اینستاگرام. این محتوا «بومی» اینستاگرام نیست و مخاطب فوراً آن را رد می‌کند.
  • مثال خوب: یک برند لباس، به جای پوستر تخفیف، یک عکس بسیار باکیفیت و هنری از مدلینگ محصولش منتشر می‌کند که از نظر زیبایی‌شناسی، شبیه پست‌های یک عکاس حرفه‌ای است. این محتوا «بومی» است.
گری وی اصرار دارد که برای متوقف کردن انگشت شست مخاطب در حال اسکرول (Thumb-Stopping)، باید محتوای شما شبیه چیزی باشد که او «انتظار» دارد در آن پلتفرم ببیند. به زبان فیسبوک در فیسبوک، و به زبان اینستاگرام در اینستاگرام صحبت کنید.

۴. چگونه «جب»های عالی در پلتفرم‌های مختلف بزنیم؟

کتاب بخش عمده‌ای را به کالبدشکافی پست‌های خوب و بد در پلتفرم‌های مختلف اختصاص می‌دهد. در حالی که پلتفرم‌ها تغییر کرده‌اند، اصول ثابت هستند:جب زدن در فیسبوک: فیسبوک یک پلتفرم به شدت بصری و سرگرمی‌محور است. جب‌های خوب در فیسبوک شامل ویدیوهای کوتاه (که به صورت بومی آپلود شده‌اند، نه لینک یوتیوب)، تصاویر باکیفیت، میم‌های (Memes) مرتبط با برند، و سوالات جذاب هستند. هدف، گرفتن لایک، کامنت و به خصوص «اشتراک‌گذاری» (Share) است.جب زدن در اینستاگرام: اینجا گالری هنری شماست. «زیبایی» و «کیفیت» حرف اول را می‌زند. جب‌ها باید عکس‌های خیره‌کننده، استفاده هوشمندانه از فیلترها، استوری‌های پشت صحنه و ویدیوهای کوتاه باشند. متن (کپشن) در اینجا نقش مکمل داستان‌گویی را دارد.جب زدن در توییتر: توییتر یک گفتگوی سریع و زنده است. جب‌ها در توییتر یعنی واکنش سریع به ترندها، استفاده هوشمندانه از هشتگ‌ها، پاسخگویی به مشتریان، پرسیدن سوال و به اشتراک‌گذاری اخبار مرتبط.

۵. طراحی «هوک راست» (فروش) که کار می‌کند

بالاخره زمان فروش فرا می‌رسد. بعد از اینکه اعتماد مخاطب را با جب‌های فراوان جلب کردید، «هوک راست» شما باید چگونه باشد؟
  1. باید شفاف و ساده باشد: مخاطب باید دقیقاً بداند از او چه می‌خواهید. (مثلاً: «برای خرید، روی لینک در بیو کلیک کنید»).
  2. باید همچنان به «زمینه» احترام بگذارد: حتی هوک راست شما هم باید «بومی» باشد. یک هوک راست در اینستاگرام همچنان باید یک عکس زیبا باشد، اما با یک فراخوان به اقدام واضح در کپشن.
  3. باید برای موبایل بهینه شده باشد: اکثر مخاطبان شما در موبایل هستند. اگر لینک خرید شما به صفحه‌ای می‌رود که در موبایل به سختی باز می‌شود، شما تمام زحمات خود را هدر داده‌اید.
  4. باید «ارزش» را یادآوری کند: هوک راست شما باید به طور خلاصه یادآوری کند که چرا این پیشنهاد ارزشمند است («این ۲۰٪ تخفیف فقط برای ۲۴ ساعت است»).
کلید موفقیت این است که آنقدر کم هوک راست بزنید که وقتی این کار را می‌کنید، مخاطبان شما نه تنها آزرده نمی‌شوند، بلکه چون شما را دوست دارند و به شما اعتماد کرده‌اند، به درخواست شما پاسخ مثبت می‌دهند.

نتیجه‌گیری: بازاریاب نباشید، ناشر باشید

«چپ، چپ، چپ، هوک راست» بیش از یک کتاب بازاریابی، یک تغییر ذهنیت است. گری واینرچاک از ما می‌خواهد که از ذهنیت «بازاریاب» (که به دنبال فروش لحظه‌ای است) به ذهنیت «ناشر» یا «صاحب رسانه» (که به دنبال ساختن مخاطب وفادار در بلندمدت است) مهاجرت کنیم. در دنیای جدید، شما نمی‌توانید توجه را «بخرید» (یا حداقل به سادگی گذشته)، شما باید توجه را «به دست آورید». و این کار فقط با ارائه بی‌وقفه ارزش، احترام به پلتفرمی که در آن هستید و صبوری برای ساختن یک رابطه واقعی ممکن می‌شود.

2 نظر در “خلاصه کتاب Jab, Jab, Jab, Right Hook

    • تارا رادصفا می گوید :

      روزبخیر
      ممنون از شما دوست عزیز
      امیدواریم که بتونید از مطالب سایت به خوبی استفاده کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال شده است.
کد تایید از طریق بازوی "رمز یکبار مصرف (OTP)" در پیام رسان بله برای شما ارسال شد"
برای دریافت کد تایید، شماره زیر را با موبایل خود به صورت رایگان شماره گیری کنید"
تا لحظاتی دیگر برای اعلام کد تایید با شما تماس خواهیم گرفت
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال شده است.
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد

02191010363

تماس های میلیاردی

ایبوک متقاعد سازی در 7 ثانیه

  • لطفا شماره تماس خود را با فونت انگلیسی وارد کنید