مدیران در بحران چه باید بکنند؟
وقتی فروش متوقف میشود و درآمد قطع میشود؛ مدیران در بحران چه باید بکنند؟
هیچ بحرانی برای یک مدیر ترسناکتر از لحظهای نیست که متوجه میشود فروش متوقف شده، مشتریان در حال لغو سفارش هستند و جریان درآمدی کسبوکار به شدت کاهش یافته است. این وضعیت ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد؛ از رکود اقتصادی و تغییرات ناگهانی بازار گرفته تا بحرانهای سیاسی، اختلالات اینترنت، تغییر رفتار مشتری یا حتی اشتباهات داخلی سازمان. اما واقعیت این است که تفاوت میان کسبوکارهایی که از بحران عبور میکنند و آنهایی که شکست میخورند، نه در شدت بحران بلکه در کیفیت تصمیمهای مدیریتی است.
۱. پذیرش واقعیت؛ اولین و مهمترین گام
بسیاری از مدیران در مواجهه با افت فروش دچار انکار میشوند. آنها امیدوارند که «همهچیز خودبهخود درست شود» و به همین دلیل تصمیمهای جدی را به تعویق میاندازند. در حالی که اولین گام عبور از بحران، پذیرش کامل شرایط موجود است. باید با دادههای واقعی روبهرو شد: میزان افت فروش چقدر است؟ نقدینگی تا چند ماه پاسخگوست؟ هزینههای ثابت چقدرند؟ بدون داشتن تصویر شفاف، هر تصمیمی صرفاً بر اساس حدس و گمان خواهد بود.
۲. مدیریت نقدینگی؛ زنده ماندن مهمتر از رشد است
در شرایط بحران، هدف اصلی کسبوکار دیگر «رشد» نیست، بلکه «بقا» است. مهمترین دارایی در این مرحله، نقدینگی است. مدیر باید تمام هزینهها را بازبینی کند و بین هزینههای ضروری و غیرضروری تمایز قائل شود. تعلیق پروژههای توسعهای، مذاکره برای کاهش اجاره یا هزینههای جاری، توقف تبلیغات کمبازده و حتی بازطراحی ساختار منابع انسانی از جمله تصمیمهای سخت اما ضروری هستند. بسیاری از کسبوکارها نه به دلیل نبود مشتری، بلکه به دلیل تمام شدن پول نقد ورشکست میشوند.
۳. بازنگری مدل کسبوکار
بحران بهترین زمان برای پرسیدن یک سؤال اساسی است: آیا مدل فعلی کسبوکار هنوز کار میکند؟ شاید بازار هدف تغییر کرده باشد، شاید کانال فروش دیگر مؤثر نباشد، یا شاید محصول دیگر مسئله واقعی مشتری را حل نکند. مدیران حرفهای در این مرحله به جای اصرار بر مسیر قبلی، شجاعت بازنگری دارند. تغییر بستههای قیمتی، ارائه نسخههای سادهتر و ارزانتر محصول، ورود به بازارهای جدید یا حتی تغییر کامل نوع خدمات میتواند بخشی از این بازطراحی باشد.
۴. تمرکز بر مشتریان فعلی به جای جذب مشتری جدید
در دوران رکود فروش، هزینه جذب مشتری جدید به شدت افزایش مییابد، در حالی که حفظ مشتریان فعلی معمولاً بسیار کمهزینهتر است. یکی از هوشمندانهترین راهکارها، تمرکز بر رضایت، وفاداری و ارتباط نزدیکتر با مشتریان موجود است. تماس مستقیم با مشتریان کلیدی، دریافت بازخورد واقعی، ارائه پیشنهادهای اختصاصی و حتی انعطاف در شرایط پرداخت میتواند به حفظ جریان حداقلی درآمد کمک کند. در بسیاری از موارد، مشتریان فعلی بهترین منبع نجات کسبوکار در بحران هستند.
۵. شفافیت با تیم؛ پنهانکاری سم بحران است
برخی مدیران تصور میکنند پنهان کردن وضعیت واقعی از کارکنان باعث حفظ روحیه تیم میشود، اما تجربه نشان داده که نتیجه دقیقاً برعکس است. شفافیت حرفهای درباره شرایط، باعث ایجاد حس مشارکت و مسئولیتپذیری میشود. وقتی تیم بداند کسبوکار در چه وضعیتی قرار دارد، احتمال ارائه ایدههای خلاقانه، افزایش بهرهوری و حتی همراهی در تصمیمهای سخت (مثل کاهش ساعات کاری یا حقوق موقت) بیشتر میشود. بحران زمانی خطرناکتر میشود که کارکنان احساس بیخبری و بیاعتمادی کنند.
۶. تنوعبخشی به منابع درآمد
یکی از ریشههای آسیبپذیری کسبوکارها، وابستگی شدید به یک منبع درآمدی است. بحران فرصتی است برای فکر کردن به درآمدهای جانبی و مکمل. مثلاً یک شرکت آموزشی میتواند علاوه بر فروش دوره حضوری، به سمت فروش محتوای آنلاین، مشاوره، وبینار یا محصولات دیجیتال برود. یک فروشگاه فیزیکی میتواند فروش آنلاین یا همکاری با پلتفرمهای دیگر را فعال کند. هدف این نیست که فوراً درآمد عظیمی ایجاد شود، بلکه ایجاد چند جریان کوچک درآمدی برای کاهش ریسک است.
۷. استفاده هوشمندانه از بازاریابی کمهزینه
در شرایط افت فروش، بسیاری از کسبوکارها اولین چیزی که حذف میکنند بازاریابی است؛ در حالی که مسئله اصلی «نوع بازاریابی» است نه اصل آن. بازاریابی محتوایی، شبکههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و ارتباط مستقیم با مشتریان ابزارهایی هستند که هزینه مالی کمی دارند اما میتوانند اثر بلندمدت قوی ایجاد کنند. در بحران، برندهایی که دیده میشوند و ارتباطشان با مخاطب قطع نمیشود، شانس بیشتری برای بازگشت دارند.
۸. ذهنیت مدیر؛ تفاوت اصلی در همینجاست
در نهایت، مهمترین عامل عبور از بحران، ذهنیت مدیر است. مدیرانی که بحران را به عنوان پایان راه میبینند، معمولاً تصمیمهای تدافعی، احساسی و کوتاهمدت میگیرند. اما مدیرانی که بحران را به عنوان یک «مرحله طبیعی از چرخه کسبوکار» میپذیرند، به دنبال یادگیری، اصلاح و بازسازی هستند. تاریخ پر است از برندهایی که دقیقاً در دل بحران متولد یا متحول شدهاند.
جمعبندی
قطع شدن فروش و قطع درآمد، لزوماً به معنای شکست نیست؛ بلکه هشداری جدی برای بازنگری است. پذیرش واقعیت، مدیریت نقدینگی، تمرکز بر مشتریان فعلی، شفافیت با تیم، بازطراحی مدل کسبوکار و تنوعبخشی به درآمدها، مجموعهای از اقداماتی هستند که میتوانند یک کسبوکار را از مرز نابودی عبور دهند. بحران، اگرچه دردناک است، اما برای مدیران هوشمند میتواند نقطه شروع یک نسخه قویتر و بالغتر از کسبوکارشان باشد.
برای یادگیری عمیق اصول متقاعدسازی بر پایه مدلهای کلاسیک، میتوانید مقاله هنر متقاعدسازی را مطالعه کنید.
همچنین، برای تبدیل شدن به یک استاد در اصول متقاعدسازی، میتوانید با سری جدید دانشجویان ما در کارگاه متقاعدسازی پیشرفته همراه شوید.
برای دریافت نکات روزانه و هر تکنیک فروش تلفنی جدید، شبکه اجتماعی استاد بهزاد استقامت را دنبال کنید.
0 / 5. 0



