خلاصه کتاب مذاکره در محیط کار – Negotiating at Work|فایل Pdf + صوتی
- خلاصه کتاب: Negotiating at Work
- نویسنده: Deborah M. Kolb & Jessica L. Porter
- 22 مرداد 1404
خلاصه کتاب «مذاکره در محیط کار: پیروزیهای کوچک را به دستاوردهای بزرگ تبدیل کنید» (Negotiating at Work: Turn Small Wins into Big Gains)
مقدمه: درباره کتاب و نویسنده
کتاب «مذاکره در محیط کار: پیروزیهای کوچک را به دستاوردهای بزرگ تبدیل کنید» (Negotiating at Work: Turn Small Wins into Big Gains) اثری تحولآفرین در حوزه مهارتهای شغلی است که توسط دبورا ام. کلب، استاد دانشگاه هاروارد و متخصص برجسته در زمینه مذاکره، و جسیکا ال. پورتر نوشته شده است. این کتاب با به چالش کشیدن دیدگاه سنتی مذاکره به عنوان یک رویداد بزرگ و رسمی (مانند مذاکره حقوق)، مفهوم جدیدی به نام «میکرومذاکرات» (Micro-Negotiations) را معرفی میکند. میکرومذاکرات به گفتگوهای روزمره و کوچکی اشاره دارند که به صورت مداوم در محیط کار اتفاق میافتند و در مجموع، مسیر شغلی و دستاوردهای فردی ما را شکل میدهند. این کتاب به کارکنان، به ویژه زنان، ابزارهای لازم را میدهد تا از این فرصتهای کوچک به نفع خود استفاده کنند و به جای منفعل بودن، به صورت فعالانه کنترل زندگی حرفهای خود را به دست گیرند. خلاصه کتاب مذاکره در محیط کار که در ادامه میآید، چارچوبها و راهبردهای اصلی مطرح شده در این اثر را پوشش میدهد و شما را با تمام ابعاد این فرآیند حیاتی آشنا میسازد.بخش اول: درک مذاکره در دنیای مدرن
نویسندگان در این بخش، دیدگاه سنتی مذاکره را کنار میگذارند و آن را به عنوان یک فرآیند پیوسته در تمام تعاملات شغلی تعریف میکنند. آنها معتقدند که بزرگترین اشتباه ما، محدود کردن مذاکره به لحظات خاص و بزرگ است، در حالی که پیروزیهای اصلی در «صحنههای کوچک» به دست میآیند.۱. مذاکره، یک فرآیند مداوم است، نه یک رویداد واحد
بسیاری از مردم مذاکره را با درخواست افزایش حقوق، مذاکره برای قرارداد یا فروش یک محصول مرتبط میدانند. اما کلب و پورتر معتقدند که مذاکره در محیط کار، در تمام طول روز و در هر تعاملی وجود دارد. از درخواست کمک از همکاران گرفته تا پیشنهاد یک ایده جدید در جلسه، همگی نمونههایی از مذاکرات کوچک هستند. این گفتگوهای کوچک، هرچند به نظر بیاهمیت میرسند، اما به تدریج بر روی اعتبار شما، روابطتان و فرصتهای شغلی آینده تأثیر میگذارند. در نتیجه، تمرکز بر روی این میکرومذاکرات به عنوان راهی برای دستیابی به پیروزیهای کوچک، میتواند به مرور زمان به دستاوردهای بزرگ تبدیل شود. نویسندگان یک مثال ساده میزنند: درخواست برای داشتن منابع بیشتر در یک پروژه، در همان ابتدا ممکن است یک مذاکره کوچک به نظر برسد، اما در صورت موفقیت، به شما اجازه میدهد که پروژه را با موفقیت بیشتری به پایان برسانید و اعتبار شغلی خود را افزایش دهید. این اعتبار جمعآوری شده، در مذاکرات بزرگتر مانند درخواست ترفیع، به کمک شما خواهد آمد.۲. تشخیص فرصتهای مذاکره
یکی از اولین مهارتهایی که کتاب به خواننده میآموزد، «تشخیص فرصتها» است. اغلب افراد فرصتهای مذاکره را نادیده میگیرند زیرا آنها را به عنوان مذاکره نمیبینند. نویسندگان میگویند باید به این گفتگوهای روزمره با «عدسی مذاکره» نگاه کرد. این به معنای آگاهی از این است که هر تعاملی، حتی یک گفتگوی ساده، میتواند فرصتی برای تأثیرگذاری بر نتایج و شکل دادن به دیدگاه دیگران باشد. برای مثال، وقتی به شما یک پروژه جدید پیشنهاد میشود، به جای قبول کردن صرف، میتوانید مذاکره کنید تا منابع بیشتری به شما اختصاص یابد یا تاریخ تحویل پروژه کمی انعطافپذیرتر باشد. یا حتی وقتی از شما در مورد یک ایده در جلسه پرسیده میشود، به جای یک پاسخ کوتاه، میتوانید آن را با یک پیشنهاد ارزشمند در هم آمیخته و به عنوان یک فرصت برای نشان دادن تواناییهای خود استفاده کنید.۳. مذاکره به جای اجتناب
بسیاری از ما به دلیل ترس از تضاد یا ترس از «نه» شنیدن، از مذاکره اجتناب میکنیم. این اجتناب، به مرور زمان باعث میشود که ما در جایگاه شغلی خود ساکن بمانیم و از فرصتهای رشد محروم شویم. کتاب تأکید میکند که اجتناب از مذاکره، به نفع دیگران است نه به نفع شما. با پذیرش هر شرایطی، شما در واقع در حال مذاکره کردن هستید، اما از موضع ضعف. بنابراین، باید به جای اجتناب، با رویکردی مثبت و سازنده وارد مذاکره شوید.بخش دوم: چهار راهبرد اصلی برای مذاکره مؤثر در محیط کار
این کتاب یک چارچوب عملی را برای مذاکره در محیط کار معرفی میکند که شامل چهار استراتژی اصلی است. این استراتژیها به افراد کمک میکنند تا به جای واکنشی عمل کردن، فعالانه و هدفمند وارد گفتگوها شوند و کنترل بیشتری بر نتایج داشته باشند.۱. پرسیدن (Asking)
اولین و سادهترین راهبرد، پرسیدن است. بسیاری از افراد، به ویژه زنان، از پرسیدن آنچه میخواهند، میترسند. این ترس از رد شدن یا بد دیده شدن، آنها را از کسب فرصتها محروم میکند. کتاب تأکید میکند که باید با جسارت و صراحت آنچه را میخواهید، بیان کنید. این پرسیدن میتواند در مورد درخواست افزایش حقوق، درخواست برای حضور در یک پروژه مهم، یا حتی درخواست برای کمک از یک همکار باشد. نکته کلیدی این است که «اگر نپرسید، پاسخ همیشه نه است.» بنابراین، با پرسیدن، حداقل فرصتی برای شنیدن «بله» ایجاد میکنید. نویسندگان پیشنهاد میکنند که قبل از پرسیدن، به دقت فکر کنید که چه میخواهید، چرا آن را میخواهید و چگونه میتوانید آن را به صورت واضح و مختصر بیان کنید. همچنین، آنها توصیه میکنند که از جملاتی مانند «آیا میتوانم …؟» به جای جملات دستوری استفاده کنید تا لحن مذاکره دوستانهتر باشد.۲. پیشنهاد دادن (Proposing)
راهبرد دوم، پیشنهاد دادن است. این راهبرد کمی پیچیدهتر از پرسیدن است و شامل چارچوببندی درخواست شما به گونهای است که به نفع سازمان نیز باشد. به جای اینکه فقط بگویید «من به فلان چیز نیاز دارم»، باید درخواست خود را به عنوان یک پیشنهاد ارزشمند برای شرکت مطرح کنید. برای مثال، به جای اینکه بگویید «من برای تکمیل این پروژه به یک دستیار نیاز دارم»، میتوانید بگویید «اگر یک دستیار داشته باشم، میتوانم این پروژه را یک ماه زودتر تمام کنم و درآمد شرکت را افزایش دهم.» این رویکرد، درخواست شما را از یک «هزینه» به یک «سرمایهگذاری» تبدیل میکند و احتمال پذیرش آن را به شدت بالا میبرد. در واقع، با این کار شما نشان میدهید که به جای تمرکز بر منافع شخصی خود، به فکر منافع کلی سازمان هستید.۳. بازسازی چارچوب (Reframing)
راهبرد سوم، بازسازی چارچوب است. این یک مهارت قدرتمند است که به شما اجازه میدهد در برابر پاسخهای منفی، انعطافپذیر باشید. وقتی یک درخواست شما رد میشود، به جای اینکه آن را یک شکست ببینید، باید آن را به عنوان یک فرصت برای «بازسازی چارچوب» در نظر بگیرید. این به معنای تغییر دیدگاه، شرایط و حتی افراد درگیر در مذاکره است. برای مثال، اگر مدیرتان درخواست شما برای افزایش بودجه را رد کرد، میتوانید به جای اصرار، از او بپرسید: «در حال حاضر چه چیزی در اولویت قرار دارد؟» یا «اگر بودجه کافی نیست، آیا میتوانم برای تکمیل این پروژه از منابع دیگری استفاده کنم؟» این رویکرد به شما امکان میدهد که به جای گیر افتادن در یک بنبست، مسیرهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود پیدا کنید. این مهارت به شما کمک میکند که مذاکره را از یک بازی «برد و باخت» به یک بازی «حل مسئله» تبدیل کنید.۴. ارتباط برقرار کردن (Connecting)
راهبرد چهارم، ارتباط برقرار کردن است. این راهبرد بر اهمیت روابط در مذاکره تأکید دارد. موفقیت در مذاکرات شغلی، به خصوص در میکرومذاکرات، به شدت به سرمایه اجتماعی شما بستگی دارد. منظور از سرمایه اجتماعی، شبکه روابط و اعتمادی است که با همکاران و مدیران خود ساختهاید. برای مثال، اگر با مدیر یک تیم دیگر رابطه خوبی داشته باشید، در زمان نیاز به کمک یا منابع، به راحتی میتوانید از او حمایت بگیرید. کتاب تأکید میکند که باید به صورت آگاهانه بر روی ساختن و حفظ این روابط کار کنید. این کار شامل گوش دادن فعالانه، ارائه کمک به دیگران بدون انتظار، و درک دغدغههای آنها است.بخش سوم: غلبه بر چالشهای رایج در مذاکره
این بخش از کتاب به بررسی برخی از چالشهای رایج در مذاکره میپردازد و راهکارهای عملی برای غلبه بر آنها ارائه میدهد.۱. مدیریت چالشهای جنسیتی در مذاکره
کلب و پورتر به صورت ویژه بر چالشهای مذاکره برای زنان در محیط کار تمرکز دارند. تحقیقات نشان میدهد که زنان در هنگام مذاکره اغلب با موانع بیشتری روبرو میشوند، زیرا رفتارهای آنها ممکن است به گونهای متفاوت از مردان تفسیر شود (مثلاً یک زن صریح ممکن است «پرخاشگر» تلقی شود در حالی که یک مرد صریح «قاطع» دیده میشود). کتاب پیشنهاد میکند که زنان باید به صورت آگاهانه از این سوگیریها آگاه باشند و راهبردهای خود را بر این اساس تنظیم کنند. برای مثال، استفاده از راهبرد پیشنهاد دادن به جای صرفاً پرسیدن، میتواند تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.۲. مذاکره با مدیران
مذاکره با مدیران یک چالش خاص است. نویسندگان توصیه میکنند که برای این مذاکرات، از رویکرد «رهبر به رهبر» استفاده کنید. به جای اینکه در جایگاه یک فرد زیردست باشید، خود را به عنوان یک همکار و شریک در نظر بگیرید که برای موفقیت کلی سازمان تلاش میکند. این رویکرد به شما اعتماد به نفس بیشتری میدهد و به مدیرتان نشان میدهد که شما یک فرد مسئولیتپذیر و متفکر هستید. همچنین، قبل از مذاکره با مدیر، به دقت در مورد اهداف او تحقیق کنید و درخواست خود را به گونهای تنظیم کنید که به اهداف او نیز کمک کند.۳. مدیریت «نه» شنیدن
«نه» شنیدن اجتنابناپذیر است. مهم این است که چگونه با آن برخورد کنیم. کتاب پیشنهاد میکند که به جای عقبنشینی، «نه» را به عنوان یک «نه، اما…» ببینید و از آن برای دریافت اطلاعات بیشتر استفاده کنید. با سؤال پرسیدن در مورد دلایل رد شدن درخواست، میتوانید اطلاعات ارزشمندی به دست آورید و راهبرد خود را برای یک مذاکره آینده بهینهسازی کنید. به یاد داشته باشید که «نه» در یک مذاکره، لزوماً پایان راه نیست و میتواند شروعی برای یافتن راهحلهای خلاقانهتر باشد.نتیجهگیری
کتاب «مذاکره در محیط کار» به ما یادآوری میکند که موفقیت شغلی، تنها به تلاش سخت و عملکرد خوب بستگی ندارد، بلکه به توانایی ما در مذاکره برای آنچه که شایسته آن هستیم نیز مرتبط است. این کتاب با معرفی مفهوم میکرومذاکرات، یک دیدگاه جدید و توانمندساز را ارائه میدهد. با بهکارگیری چهار راهبرد اصلی (پرسیدن، پیشنهاد دادن، بازسازی چارچوب و ارتباط برقرار کردن)، میتوانیم در گفتگوهای روزمره خود به پیروزیهای کوچک دست یابیم که در نهایت به دستاوردهای بزرگ و رشد شغلی پایدار منجر میشوند. این کتاب نه تنها برای مدیران، بلکه برای هر فردی که میخواهد به صورت فعالانه مسیر حرفهای خود را شکل دهد، یک منبع ارزشمند و ضروری است. با درونی کردن این اصول، میتوانیم از یک بازیگر منفعل در محیط کار به یک عامل فعال و تأثیرگذار تبدیل شویم که قادر به خلق فرصتها و تعیین سرنوشت شغلی خود است.
با ثبت نظرات خود، به دیگران کمک میکنید تا بهتر با محتوای این کتاب آشنا شوند و ما نیز میتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. منتظر دیدگاههای ارزشمند شما هستیم!
همچنین میتوانید با مراجعه به سایت و شرکت در دوره آموزشی حرفه ای فروش، تبدیل به فروشندهای حرفه ای و بدون چالش شوید.
برای آموزش ها و نکات بیشتر، شبکهاجتماعی استاد بهزاد استقامت را دنبال کنید.
برای دانلود فایل صوتی و Pdf خلاصه کتاب لازم است عضو الماسی سایت راهمدیران شوید.





