خلاصه کتاب Epic Content Marketing (بازاریابی محتوای حماسی)
- خلاصه کتاب: Epic Content Marketing
- نویسنده: Joe Pulizzi
- 17 آبان 1404

خلاصه کتاب Epic Content Marketing (بازاریابی محتوای حماسی)
چگونه با «بازاریابی کمتر»، مشتریان بیشتری برنده شویم: راهنمای تبدیل شدن به رسانهای که مردم دوستش دارند
ما در عصر «اقتصاد توجه» زندگی میکنیم. هر روز، مشتریان شما با هزاران پیام تبلیغاتی بمباران میشوند که همگی یک چیز را فریاد میزنند: «مرا ببین!»، «مرا بخر!». در این هیاهوی کرکننده، بازاریابی سنتی (که مبتنی بر «وقفه انداختن» و «مزاحمت» است) نه تنها اثربخشی خود را از دست داده، بلکه باعث نفرت مخاطب میشود. جو پولیتزی، که اغلب او را «پدرخوانده بازاریابی محتوا» مینامند، در کتاب «بازاریابی محتوای حماسی» یک راهحل رادیکال و در عین حال به طرز شگفتانگیزی ساده ارائه میدهد: تبلیغ کردن را متوقف کنید و شروع به «مفید بودن» کنید.این کتاب یک مانیفست است برای کسبوکارهایی که میخواهند از یک «فروشنده مزاحم» به یک «منبع مورد اعتماد» تبدیل شوند. پولیتزی استدلال میکند که دیگر کافی نیست محصول یا خدمت خوبی داشته باشید؛ شما باید بهترین اطلاعات و داستانها را نیز در صنعت خود ارائه دهید.«بازاریابی محتوای حماسی» یعنی ایجاد محتوایی آنقدر ارزشمند، سرگرمکننده و حیاتی که به خودی خود، زندگی مخاطب را (حتی اگر هرگز از شما خرید نکند) بهبود بخشد. این کتاب به شما نمیآموزد که چگونه محصول خود را بفروشید؛ به شما میآموزد که چگونه مخاطبی آنچنان وفادار بسازید که در نهایت، خرید کردن از شما، طبیعیترین تصمیم ممکن برایشان باشد.۱. اصل اساسی: بازاریابی بدون فروش (Marketing Less, Win More)
نکته طلایی و بنیادین کتاب این است: «مشتریان شما به شما، محصولات شما یا خدمات شما اهمیت نمیدهند. آنها به خودشان و مشکلاتشان اهمیت میدهند.» بازاریابی سنتی بر روی «محصول» متمرکز است. اما بازاریابی محتوای حماسی بر روی «مخاطب» و «درد» او متمرکز است.- بازاریابی سنتی (اشتباه): «ما یک نرمافزار حسابداری جدید با ویژگی X و Y ساختیم. همین حالا آن را بخرید.»
- بازاریابی محتوایی (درست): «پنج اشتباه مالیاتی که صاحبان کسبوکارهای کوچک را نابود میکند (و چگونه از آنها اجتناب کنیم).»
۲. شش اصل برای «حماسی» شدن: چه چیزی یک محتوا را EPIC میکند؟
پولیتزی تاکید میکند که هر محتوایی «محتوای حماسی» نیست. محتوای متوسط، در این اقیانوس اطلاعات غرق میشود. محتوای شما باید شش ویژگی کلیدی داشته باشد:- یک نیاز را برآورده کند: محتوای شما باید یک «درد» مشخص را درمان کند، یک سوال سوزان را پاسخ دهد یا یک نیاز سرگرمی را برآورده سازد. نباید فقط درباره خودتان باشد.
- به طور مداوم منتشر شود: این یک قانون طلایی است. یک پست وبلاگ عالی یا یک ویدیوی وایرال کافی نیست. مخاطبان شما باید بدانند که میتوانند روی شما حساب کنند. ثبات، اعتماد میآفریند. یک مجله ماهانه یا یک پادکست هفتگی بسیار قدرتمندتر از یک کمپین تبلیغاتی یکباره است.
- صدای انسانی داشته باشد: مردم با «شرکتها» ارتباط برقرار نمیکنند؛ آنها با «انسانها» ارتباط برقرار میکنند. از زبان خشک و رسمی شرکتی فاصله بگیرید. اصیل باشید، آسیبپذیر باشید و شخصیتی منحصربهفرد داشته باشید.
- یک «دیدگاه» (Point of View) داشته باشد: خستهکننده نباشید! تلاش برای راضی نگه داشتن همگان، منجر به محتوای بیروحی میشود که هیچکس را به وجد نمیآورد. یک دیدگاه مشخص داشته باشید، حتی اگر بحثبرانگیز باشد. از موضعگیری نترسید.
- عاری از «زبان فروش» (Sales-Speak) باشد: بزرگترین اشتباه این است که یک محتوای آموزشی عالی بسازید و در انتها آن را با یک تبلیغ گل درشت خراب کنید. به مخاطب خود اعتماد کنید. اگر ارزش کافی ایجاد کنید، او خودش مسیر خرید را پیدا خواهد کرد.
- بهترین در نوع خود (Best of Breed) باشد: قبل از تولید هر محتوا از خود بپرسید: آیا میتوانم بهترین و کاملترین منبع در مورد این موضوع خاص در اینترنت باشم؟ اگر پاسختان منفی است، بهتر است آن را نسازید. «خوب بودن» کافی نیست؛ باید «حماسی» باشید.
۳. «چرخش محتوایی» (Content Tilt): یافتن نقطه تمایز
این یکی از استراتژیکترین مفاهیم کتاب است. شما نمیتوانید در یک حوزه شلوغ (مثل «بازاریابی») بهترین باشید. این حوزه بیش از حد گسترده است. شما باید یک «گوشه دنج» (Niche) پیدا کنید که بتوانید در آن «سلطان» بلامنازع باشید.«چرخش محتوایی» یعنی آن زاویه دید یا حوزهی بسیار خاصی که هیچکس دیگری به خوبی شما به آن نمیپردازد.- مثال بد (گسترده): وبلاگ در مورد «غذا».
- مثال خوب (متمرکز): وبلاگ در مورد «دستور پختهای وگان ۳۰ دقیقهای برای مادران پرمشغله».
۴. ساختن «بیانیه ماموریت محتوا» (Content Mission Statement)
قبل از نوشتن حتی یک کلمه، باید قطبنمای خود را تنظیم کنید. پولیتزی ابزاری به نام «بیانیه ماموریت محتوا» را معرفی میکند که مانند یک فیلتر برای تمام ایدههای شما عمل میکند. این بیانیه باید به سه سوال پاسخ دهد:۱. مخاطب اصلی (Core Audience): دقیقاً برای چه کسی تولید میکنیم؟ (مثلاً: مدیران مالی) ۲. موضوع (What we deliver): چه چیزی به آنها میدهیم؟ (مثلاً: نکات عملی صرفهجویی در هزینههای شرکت) ۳. نتیجه (Outcome): چه نتیجهای برای مخاطب حاصل میشود؟ (مثلاً: تا سودآوری خود را افزایش دهند)مثال: «ماموریت ما کمک به (مخاطب) است تا با ارائه (موضوع) بتوانند (نتیجه).» اگر ایدهای برای محتوا داشتید که در این بیانیه نمیگنجید، به سادگی آن را حذف کنید.۵. مدیریت فرآیند: مانند یک «ناشر» فکر کنید، نه یک «بازاریاب»
موفقیت در بازاریابی محتوا نیازمند تغییر هویت است. شما دیگر یک مدیر بازاریابی نیستید که کمپین اجرا میکند؛ شما یک «سردبیر» (Editor-in-Chief) هستید که یک «رسانه» را مدیریت میکند. این یعنی شما به ابزارهایی شبیه به یک رسانه واقعی نیاز دارید:- تقویم محتوایی (Editorial Calendar): نقشه راه دقیق شما برای ماههای آینده. چه چیزی، در چه روزی، در کدام پلتفرم و توسط چه کسی منتشر میشود؟
- پرسونای مخاطب (Audience Persona): شما باید مخاطب خود را بهتر از خودش بشناسید. دردها، رویاها، سوالات و محل حضور آنلاین او کجاست؟
- تیم محتوا: شما به نویسنده، ویراستار، طراح و استراتژیست نیاز دارید (حتی اگر در ابتدا همه اینها یک نفر باشد).
۶. اندازهگیری چیزی که اهمیت دارد (فراتر از لایک و بازدید)
چگونه بفهمیم که موفق شدهایم؟ پولیتزی هشدار میدهد که در «معیارهای پوچ» (Vanity Metrics) مانند تعداد لایک، فالوور یا بازدید صفحه گم نشوید. اینها خوب هستند، اما کسبوکار شما را نجات نمیدهند. معیار نهایی و حماسی، «مشترک» (Subscriber) است. یک «مشترک» (چه در خبرنامه ایمیلی، چه در کانال یوتیوب یا پادکست) کسی است که داوطلبانه به شما «اجازه» داده تا به طور منظم با او در ارتباط باشید. این بالاترین سطح تعهد در دنیای دیجیتال است. هدف شما تبدیل «بازدیدکنندگان گذری» به «مخاطبان وفادار» و سپس تبدیل آن مخاطبان به «مشترکان» است. این لیست مشترکان، ارزشمندترین دارایی بازاریابی شماست، زیرا شما «مالک» آن هستید (برخلاف فالوورهای شبکههای اجتماعی که متعلق به پلتفرم هستند).نتیجهگیری: صبور باشید، این یک ماراتن است
«بازاریابی محتوای حماسی» یک راهحل سریع یا یک هک رشد نیست. این یک استراتژی بلندمدت است. پولیتزی میگوید احتمالاً ۶ تا ۱۲ ماه طول میکشد تا شما اولین نتایج معنادار را ببینید. این یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. پیام نهایی کتاب روشن است: در دنیایی که همه فریاد میزنند، تنها راه پیروزی، «مفید بودن» و «صبور بودن» است. محتوای حماسی خلق کنید، به طور مداوم آن را ارائه دهید و مخاطبی بسازید که نه تنها از شما خرید میکند، بلکه شما را دوست دارد و به شما اعتماد میکند. این، راه و رسم بازاریابی در قرن بیست و یکم است.برای تبدیل شدن به یک استاد در اصول متقاعدسازی، میتوانید با سری جدید دانشجویان ما در کارگاه متقاعدسازی پیشرفته همراه شوید.
برای دریافت نکات روزانه و هر تکنیک فروش تلفنی جدید، شبکه اجتماعی استاد بهزاد استقامت را دنبال کنید.
جهت دانلود فایل صوتی و Pdf خلاصه کتاب لازم است عضو الماسی سایت راهمدیران شوید.






